سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
659
تاريخ ايران ( فارسى )
از دجله عبور داده بدون اينكه با نيروى منظمى مواجه گردد اراضى ايران را مورد تاختوتاز قرار داد و تمامى حاصلها را ويران كرده خسارات زيادى از اينراه وارد آورد . او در سال 580 ميلادى چند فروند كشتى جمعآورى نموده به خيال تعقيب سياست ژولين و مخصوصا بدين خيال كه اعراب ساراسن را كه تابع ايران بودند رو به خود كرده به طرف سرسيزيوم رفت ولى اين قبايل صحرانورد غدر و خيانت خود را ثابت نموده رئيس آنها آدرمان « 1 » با قواى زيادى كالينيكوس « 2 » را تهديد نمود و اين سبب شد كه سردار رومى از خيالات بلند خويش صرفنظر كرد ، او وقتى كه ديد خطوط ارتباطيهاش در تهديد است ناچار نيروى خود را بر عليه آدرمان به كار انداخته و او را كاملا شكست داد . در سال 581 ميلادى مريس بيك دسته سپاه ايران كه به كونستانتيا « 3 » حمله برده بود شكست سختى داد ولى بجاى اينكه بهرهمنديهاى خود را تعقيب و تكميل كند ( بطمع جانشينى امپراطور ) با شتاب تمام به قسطنطنيه رفت و تيبريوس امپراطور كه به بيمارى مهلكى مبتلا و به حال مرگ بود تاج و تخت را بوى برگذار كرده درگذشت . بعد از حركت مريس از منطقهء جنگ ايرانيان بناى پيشرفت را گذاشته فتح و غلبه در همهجا با آنها بوده است ، مگر در يكموقع كه بدست فيليپيكوس « 4 » برادر زن مريس شكست ديدند . هراكليوس ( هرقل ) پدر امپراطور آينده كه به همين نام خوانده مىشود در اين گيرودار ظاهر گرديد ، ولى نظر باينكه قسمتى از نيرو زير فرمان او بود نه تمام نيرو لذا نتوانست كار مهمى از پيش ببرد ، در سال 588 ميلادى شورش سختى در سپاه روم روى داد ولى با اين حال يك دسته از قشون ايرانى را بالاخره نزديك مارتى روپوليس « 5 » شكست دادند و اين همان دستهايست كه لشكر روم را كه داخل ولايت ارزانن شده بود از پا درآورده متفرق ساخت . در سال بعد دژ مهمى كه بود بدست خيانتكارانهء خود روميان سقوط يافته و فيليپيكوس براى استرداد آن كوشش كرد ، ولى شكست خورده و بعد هم بمركز احضار گرديد . كمنتى يولوس « 6 » بجاى وى منصوب و هراكليوس هم نايب او بوده است . اين فرمانده جديد مصمم گشت
--> ( 1 ) - Adarman . ( 2 ) - Callinicus . ( 3 ) - Constantia . ( 4 ) - Philippicus . ( 5 ) - Martyropolis . ( 6 ) - Comentiolus .